مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان

مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان: آفتاب اوقات شرعی اذان صبح اذان ظهر اذان مغرب کرمان

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری این «پدر» شبیه هیچ پدر دیگری نیست! ، سریالی که جهت ضعف‌هایش شهرت دارد

سریال تلویزیونی «پدر»، بیش از اینکه بخواهد به علت داستان یا بازی بازیگرانش مشهور شود، بواسطه گاف های فیلم و انتشار سکانس های بحث برانگیز آن در اینترنت به شهرت ر

این «پدر» شبیه هیچ پدر دیگری نیست! ، سریالی که جهت ضعف‌هایش شهرت دارد

سریالی که جهت ضعف هایش شهرت دارد/ این «پدر» شبیه هیچ پدر دیگری نیست!

عبارات مهم : ایران

سریال تلویزیونی «پدر»، بیش از اینکه بخواهد به علت داستان یا بازی بازیگرانش مشهور شود، بواسطه گاف های فیلم و انتشار سکانس های بحث برانگیز آن در اینترنت به شهرت رسیده و محتوای سریال و واکنش‌ها کاراکترهای آن با جامعه ایرانی فاصله زیادی دارد.

سریال «پدر»، در شب هایی که بسیاری از شبکه های تلویزیونی رو به باز پخش سریال های تکراری زده اند، میدان بی رقیبی جهت دیده شدن دارد، در این گزارش تحلیلی نگاهی به سریال «پدر» شبکه دو سیما داریم.

شبکه دو، شبکه سریال های شکست خورده!
به دنبال شکست کامل سریال نوروزی «تعطیلات رؤیایی» که با هیچ متر و معیاری حتی در رسته مجموعه های میانگین تلویزیونی هم جای نمی گرفت و پخش خنثی و کم اثر سریال رمضانی «بچه مهندس» که به جز بازی نسبتاً خوبی که از بازیگران کودکش گرفته بود چیز دیگری در چنته نداشت، حداقل انتظاری که از دست اندرکاران آثار نمایشی دومین شبکه قدیمی سیما می رفت، جبران ناکامی های هشت، نه ماهه اخیر این شبکه (بعد از اتمام سریال خوب و متفاوت «سایه بان») در عرصه آثار نمایشی بود که متأسفانه به هیچ عنوان برآورده نشد.

روی کاغذ همه چیز در حد میانگین است
با همه نکات به ظاهر مثبت، ولی جهت اهل فن و کارشناسان حوزه تلویزیون که کمتر مرعوب جاذبه های تبلیغاتی می شوند ترکیب سازندگان کلیدی مجموعه یعنی «حامد عنقا» به عنوان نویسنده و تهیه کننده و بهرنگ توفیقی به عنوان کارگردان، نتیجه ای بهتر از یک محصول میانگین نمایشی را نوید نمی داد.

«حامد تهرانی» قهرمان مرد داستان که نقش اش را پسر دوم سعید سهیلی کارگردان و برادر کوچک تر ساعد سهیلی ایفا می کند و لابد باید باورمان هم بشود که با تلاش و تلاش خود و بدون استفاده از روابط پدر و برادرش به نقش اول یک سریال تلویزیونی رسیده هست، قرار است شمایل یک صورت مثبت متشرع و با اخلاق را برایمان به نمایش بگذارد از همان قهرمانانی که در سال های ابتدای دهه شصت و در سینمای موسوم به گلخانه ای آن سال ها زیاد می دیدیم و البته کمی بعدتر اغراق آمیز بودن این قهرمانان دست ساخته و عدم تطابقشان با آدم های واقعی اجتماع مورد انتقاد همه مخاطبان عام و خاص قرار گرفت، حالا اینکه چطور در نیمه دوم دهه نود و بدون درس گرفتن از آن تجارب ارزنده دوباره فیلمنامه ای نوشته می شود که قهرمانش را اینچنین غیرواقعی، باور ناپذیر و کارتونی ترسیم کرده را باید از مسئولان فیلم و سریال شبکه دو و در جایگاهی بالاتر از کلیت تلویزیون پرسید!!!

پدر، از ما خیلی دوری!
اینکه در بحبوحه اجتماعی فعلی که هجوم غیرقابل کنترل تکنولوژی و رنگ باختن سنن و آداب مورد احترام و پسندیده ای از جمله قیدیت به دین و اخلاق، پاس داشتن حرمت بزرگ تر و… به یکی از شوم ترین و مذموم ترین پدیده های مبتلا به نسل جوان بدل شده، کاراکتری ترسیم شود که علی رغم این نحوه فکر و سلوک مسموم گام بردارد که بعید است مورد اعتراض و انتقاد کسی باشد ولی نباید از این توصیه غافل شد که تلویزیون در یک فضای جغرافیایی واقعی به نام کشور عزیزمان ایران و جهت مخاطبان واقعی ای که همان مردم این سرزمین هستند سریال می سازد نه جهت جمعی بیننده در وقت و مکانی خیالی و رعایت همین توصیه ایجاب می کند که اجزای داستان از سوژه گرفته تا پرسوناژها و دیگر ارکان داستانی از حداقل باور پذیری و احترام به درک بیننده برخوردار باشند.

در کدام آموزه اخلاقی، عرفی و شرعی گفته شده است که فرد مقید به این آموزه ها، باید در برابر هجمه های اجتماعی نظیر همان اتفاقی که در دانشگاه جهت «حامد» رخ داد به جای تصویر العمل هایی معقول و منطقی از خود یک صورت پاستوریزه بی خاصیت و یک قهرمان کارتونی که براحتی به وسیله دیگران دست انداخته می شود ترسیم کند؟ در طراحی این شخصیت کدام انطباق با واقعیات اجتماعی مورد نظر قرار گرفته که به چنین خروجی ای منتهی شده است است؟

این همه انفعال و ضعف در برابر جنس مخالف به بهانه حفظ اخلاقیات از کجا می آید؟ آن به میان حیاط دانشگاه پریدن را چگونه می توان پشت سنگر اخلاق مداری توجیه کرد؟ شگفت آور است که حتی از قهرمانان سریال های دو دهه پیش هم عقب تر رفته ایم، محمد منصوری مثبت و با اخلاق سریال «درپناه تو» که زنده یاد حسن جوهرچی به قشنگی نقش اش را بازی می کرد، یک نمونه واقعی و قابل باور از پسر دانشجوی متعلق به یک خانواده شهید در میانه های دهه هفتاد را به ذهنمان می آورد ولی آیا «حامد تهرانی» به جز گریم معصومانه ای که برایش در نظر گرفته شده است شباهت دیگری با محمد منصوری و دیگر قهرمانان قابل باور آن دوره زمانی دارد.

سریال هایی با فیلمنامه های بی چفت و بست
گذشته از نارسایی پررنگ شخصیت پردازی، سریال پدر، در ابعاد دیگر هم لنگ می زند. طراحی خانواده عموی لیلا هیچ نشانه ای از خلاقیت و تلاش جهت یک پرداخت هنرمندانه به دست نمی دهد. همان دستمایه از مد افتاده علاقه یک طرفه پسرعمو به دخترعمو که سال هاست است از دایره فیلمنامه نویسی تلویزیون و سینما خارج شده است بدون آنکه پیش زمینه خوب و مناسبی برایش صورت بگیرد و چفت و بست های دراماتیک آن طراحی شده است باشد به بدنه داستان تزریق شده است است

آن هم با گزینش نامناسب نیما رئیسی در نقش پسرعمو که با بازیگر لیلا (ریحانه پارسا) دست کم دو دهه اختلاف سنی دارد و گزینش خیلی بدتر مسعود فروتن در نقش عموی خانواده که با بازی ضعیف متکی بر حفظ دیالوگ خود تنها به کارنامه موفقش در کارگردانی تلویزیونی لطمه وارد کرده هست. از پرداخت تخت و سطحی نوع ارتباط کاری پدر لیلا با برادر بزرگش هم که چیزی نگوییم بهتر هست، آیا واقعاً در سیما مقوله ای به نام نظارت کیفی وجود دارد؟

از لیلای قصه تا لیلای پدر
جبار آذین منتقد پیشکسوت، راجع به فیلمنامه ضعیف سریال «پدر» می گوید: روزگاری فرهادها و مجنون ها جهت رسیدن به شیرین ها و لیلاهای خود به هر در می زدند و کوه ها و بیابان ها را روی دوش و زیر پا می گذاشتند، ولی حالا و در دوران ما، لیلاها جهت دستیابی به حامد های اشراف زاده ماشین شوی و حافظ قرآن! کفش آهنین به پا می کنند و آواره کوچه و خیابان و کارخانه و مسجد و بیابان و راهروهای تلویزیون می شوند و به دختران جامعه ما می آموزند که باید سر وجان وعزت و آبرو را در راه عشق! فدا کرد و جهت رسیدن به معشوق مایه دار، از همه چیز وحتی خانواده دست کشید!

این منتقد با مقایسه میان فیلمنامه «قصه غصه لیلا» نوشته مرحوم نعمت الله اسداللهی و مقایسه آن با سریال پدر، تصریح می کند: آدم های اسداللهی به دنبال لیلای آزادی و آزادگی بودند و آدم های لیلای تلویزیون با تزئین در ودیوار و تیتراژ به آیات الهی! درپی رساندن لیلا به حامد! آدم های لیلای شادروان اسداللهی، همچنان جهت وصل به لیلای خود تلاش می کنند و لیلای تلویزیون درکنار حامد خود فالوده می خورد. قصه غصه حامد و لیلا در تلویزیون با «تنهایی های لیلا» پیشینه دارد و با ساخته شدن بخش های؛«لیلا ازدواج می کند»، «لیلا فرزند دارمی شود»، «لیلا فارغ می شود»، «لیلا…» ادامه خواهد داشت! باید از تلویزیون اسپانسری کشور عزیزمان ایران تقدیر کرد که با پول و امکانات ملت، جهت رفقا و آقازاده ها و نورچشمی ها فرش قرمزپهن کرده است تا آنها لیلا بازی کنند.

سیدرضا صائمی منتقد فیلم نیز در گفت و گو با «ایران»، موفق نبودن سریال های تلویزیونی از جمله مجموعه پدر در جذب مخاطب را ناشی از عوامل درون متنی و عوامل برون متنی می داند و می گوید: از عوامل درون متنی فامتورهای مهم تکراری بودن قصه ها و فیلمنامه ها و تمام فاکتورهایی که ملیت فیلمنامه را تشکیل می دهند، عدم گردش درست بازیگران و استفاده بیش از حد از اشخاص تکراری.

عوامل برون متنی بی اعتمادی عمومی نسبت به سیما که در مخاطبان ایجاد شده است به عنوان مثال بی اعتمادی نسبت به بخش های خبری سیما به بخش های نمایشی این رسانه هم سرایت پیدا کرده هست. ضمن اینکه مخاطب امروز با مخاطب دیروز تفاوت های اساسی دارد و از یک تماشاگر منفعل، به یک کنشگر فعال تبدیل شده است است که بواسطه نرم افزارها و خبر رسان های اجتماعی، خودش صاحب رسانه و تولید کننده خبر محسوب می شود.

این «پدر» شبیه هیچ پدر دیگری نیست! ، سریالی که جهت ضعف‌هایش شهرت دارد

روزنامه کشور عزیزمان ایران

واژه های کلیدی: ایران | سریال | سریالی | ایرانی | سریال ها | تلویزیون | فیلمنامه | تلویزیون

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs